شيخ حسين انصاريان

122

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

نيست مگر احمد و محمّد . معنى اين لفظ نيز همين است و بس . حقير گفتم : شما در باب نصارى چه مىگوييد ؟ گفت : اى فرزند روحانى ! دين نصارى منسوخ است به سبب ظهور شرع شريف حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و اين لفظ را سه مرتبه تكرار نمود ! ! من گفتم : در اين زمان طريقهء نجات و صراط مستقيم مُؤدّى الى اللَّه كدام است ؟ گفت : طريقهء نجات و صراط مستقيم الى اللَّه منحصر است در متابعت محمّد صلى الله عليه و آله . گفتم : آيا متابعين آن جناب از اهل نجاتند ؟ گفت : اى واللَّه ، اى واللَّه ، اى واللَّه ! ! پس گفتم : مانع شما از دخول در دين اسلام و متابعت سيّد الأنام چيست ؟ و حال آن كه شما فضيلت دين اسلام را مىدانيد و متابعت حضرت ختمى مرتبت را طريقة النجاة و صراط المستقيم المؤدّى الى اللَّه مىخوانيد ؟ گفت : اى فرزند روحانى ! من بر حقيقت دين اسلام و فضيلت آن برخوردار نگرديدم مگر بعد از كبر سن و اواخر عمر و درباطن من مسلمانم و ليكن به حسب ظاهر اين رياست و بزرگى را نمىتوانم ترك نمايم ، عزّت و اقتدار مرا در ميان نصارى مىبينى ، اگر فىالجمله ميلى از من به دين اسلام بفهمند مرا خواهند كشت و بر فرض اين كه از دست ايشان نجات يافتم ، سلاطين مسيحيّه مرا از سلاطين اسلام خواهند خواست به عنوان اين كه خزاين كليسا در دست من است و در آنها خيانتى كرده‌ام و يا چيزى از آنها برده‌ام و خورده‌ام و بخشيده‌ام ، مشكل مىدانم كه سلاطين و بزرگان اسلام از من نگهدارى كنند و بعد از همهء اينها ، فرضاً رفتم ميان اهل اسلام و گفتم من مسلمانم ، خواهند گفت : خوشا به حالت ، جان خود را از آتش جهنّم نجات داده‌اى بر ما منّت مگذار ؛ زيرا كه به دخول در دين حق و مذهب هدى خود را از عذاب خلاص نموده‌اى ! اى فرزند روحانى ! از براى من نان و آب نخواهد بود ، پس اين پيرمرد در ميان مسلمانان كه عالم به لغت ايشان نيز نيست در كمال فقر و پريشانى و مسكنت و